الفيض الكاشاني

100

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

جديّت كمال است ، زيرا دارندهء چنين عقيده‌اى نظرش مقصود بر احوال خويش است و به كار ديگران كار ندارد ، چه راه او فقط به سوى خداست . و منازل وى احوال اوست امّا شايد راه بنده به سوى خدا راه علم و تعليم باشد چه راهها به سوى خدا بسيار است هر چند اين راهها از حيث دورى و نزديكى مختلف است . و خداوند داناتر است به اين كه راه چه كسى راست‌تر است با آن كه همه در اصل راه شريكند . از اين رو مىگوييم حضور گناه و ذكر و اظهار اندوه بر آن نسبت به مريد مبتدى كمال است ، زيرا اگر گناهش را فراموش كند سوز او افزون نخواهد شد و اراده و عزم او بر سلوك راه خدا قوّت نخواهد يافت . ذكر گناه بيم و اندوه به بار مىآورد و اين مانع بازگشت او به امثال آن گناه است . تصوّر گناه و ذكر و اظهار اندوه نسبت به غافل كمال است ليكن نسبت به سالك نقصان است ، زيرا اين امر مانعى است كه او را از سلوك راه حقّ باز مىدارد ، چه سالك بايد بىوقفه تنها در طريق سلوك گام بردارد ، و اگر مبادى وصول بر او ظاهر ، و انوار معرفت و لوامع غيب بر او مشكوف شود او را چنان در خود مستغرق مىگرداند كه مجالى براى او باقى نمىماند تا به احوال گذشتهء خود توجّه كند و اين كمال است ، بلكه اگر مسافرى كه از شهرى به شهر ديگرى مىرود وجود نهرى در ميان راه مانع او شود ، و وى براى عبور از آن به سبب اين كه پل آن از پيش خراب شده دچار رنج بسيار گردد چنانچه پس از گذشتن از آن بر لب نهر بنشيند و در تأسّف بر خرابى پل بگريد ، اين عمل براى او مانع ديگرى است كه پس از فراغ از مانع نخست بدان مشغول شده است . آرى اگر به سبب فرا رسيدن شب و عدم امكان حركت ، و وجود نهرهايى در بين راه ، و بيم او از عبور از آنها ، كوچ كردن ميسّر نباشد در اين صورت بايد در سر تا سر شب بر خرابى پل بگريد و غمناك باشد تا بر اثر ادامهء اندوه عزم او بر عدم بازگشت به امثال آن گناه راسخ و مستحكم گردد . امّا اگر بيدارى و هشيارى او به حدّى رسيده كه مطمئنّ است به امثال آن گناه بازگشت نخواهد كرد ادامه حركت براى او سزاوارتر از اشتغال به ذكر تخريب پل و گريهء بر آن است . اين نكات را تنها كسانى مىدانند كه راه را ديده و مقصد و مانع و طريقهء سلوك را شناخته‌اند ، و ما در كتاب علم و بخش مهلكات اشاراتى بدان كرده‌ايم . بلكه مىگوييم شرط دوام توبه اين است كه در نعمتهاى آخرت بسيار بينديشد تا رغبت او افزوده گردد ، ليكن اگر جوان است نبايد دربارهء چيزهايى كه در دنيا نظير دارد